ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

10

الطبقات الكبرى ( فارسي )

( 1 ) ابو سفيان بن حرب كه سر كاروان بود به راه خود ادامه داد و چون به نزديك مدينه رسيدند سخت ترسيدند كه در نظرشان باز گرديدن ضمضم بن عمرو و نيروى كمكى به درازا كشيده بود . ابو سفيان چون به بدر رسيد از اينكه در كمين آنها باشند بيمناك‌تر شد ، پس به مجدىّ بن عمرو گفت : آيا در اين حدود كار آگاهان محمد ( ص ) را نديده‌اى ؟ و به خدا سوگند هر مرد و زن قرشى كه در مكّه حتى نيم دينار هم داشته همراه كاروان كرده است ( اين كاروان تمام سرمايهء قريش است ) . مجدىّ بن عمرو گفت من ناشناسى نديدم مگر دو سوار را كه اين جا آمدند ، و جايى را نمود كه آن دو شتران خود را خوابانده بودند . ابو سفيان بدان جا رفت و پشكل شتران آنها را شكافت و در آن هستهء خرما بود . بانگ برداشت كه خوراك دام يثربيان ! آنان كارآگاهان محمد ( ص ) بوده‌اند . پس بى درنگ شتران كاروان را به سوى ساحل دريا كشاند و بدر را در پهلوى چپ خود قرار داد و شتابان گريخت . در اين هنگام قريش از مكّه بيرون آمده بود . ابو سفيان ، قيس بن امرؤ القيس را پيش قريش فرستاد و پيام داد كه من كاروان را نجات دادم ، باز گرديد . ولى قريش از بازگرديدن سر باز زد ، اگر چه كنيزان و آوازه‌خوانان را از جحفه باز گرداند . قيس بن امرؤ القيس در هدّة به ابو سفيان پيوست و آن در هفت ميلى عسفان [ 1 ] است و چون از مكّه به در آيى بر پهلوى چپ جاده است و ساكنان آن بنى ضمرة و گروهى از خزاعه‌اند . پس خبر داد كه قريش به راه خود رفته است . ابو سفيان گفت : واى بر قوم من ، اين كار عمرو بن هشام است . و مراد او ابو جهل بود ، و ابو جهل گفته بود به خدا سوگند باز نمىگرديم تا به بدر در آييم . و بدر يكى از بازارهاى بازرگانى جاهليّت بود كه عرب در آن اجتماع مىكردند و ميان بدر تا مدينه هشت منزل و دو ميل بود . راهى كه رسول خدا ( ص ) براى رسيدن به بدر پيمود چنين بود كه نخست به روحاء رفت كه تا مدينه چهار روز راه است ، و از روحاء به منصرف و از منصرف به ذات أجذال و از آن جا تا معلاة كه همان خيف السلم است و از آن تا اثيل هر كدام يك منزل راه است . و از اثيل تا بدر دو ميل راه است . قريش چون از مكه به در آمدند فرات بن حيّان عجلى را كه مقيم مكه بود ، پيش ابو سفيان فرستادند تا او را از حركت و مسير قريش آگاه سازد . ولى چون ابو سفيان راه خود

--> [ 1 ] . عسفان در دو منزلى مكه و دهكده‌اى است بزرگ داراى مزارع و نخلستان . ر ك : ياقوت حموى ، معجم البلدان ، ج 6 ، چاپ مصر ، ص 174 . - م .